امروز سه شنبه 18 مرداد 1401 shadi.cloob24.com
0

این مقاله توسط دکتر مجمد جلال عباسی شوازی استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با هدف آشنایی با تحولات جمعیت شناختی کشورهای مسلمان و برخی تغییرات مورد انتظار در آینده تهیه شده است. در زیر خلاصه ای از مقاله ارایه می شود.

پس از مجموعه حوادث دهه های اخیر در سطح دنیا و سرآمد آنها حادثه 11 سپتامبر، و نیز با توجه به برخی تصورات قالبی در مورد مسلمانان، نوعی نگرش منفی نسبت به آنها ایجاد و تقویت شده است و جنبه های مختلف اقتصادی و اجتماعی مسلمانان مورد توجه و تمرکز قرار گرفته است. یکی از این موارد، وضعیت جمعیتی و تحولات مربوط به آن بوده است. نگاهی به این تحولات می تواند در فهم موضوع و قابلیت پذیرش استدلالات مطرح شده کمک کند. با توجه به آمارهای موجود برای سال 2010، جمعیت مسلمانان در حدود 1.6 میلیارد نفر می باشد که حدود 23 درصد کل جمعیت دنیا را شامل می شود. طبق پیش بینی، در سال 2050 این تعداد تقریبا 2 برابر شده، حدود 30 درصد از جمعیت جهان را شامل خواهد شد. درحال حاضر، اکثریت جمعیت جهان مسیحی (33 درصد) و سپس مسلمانند (23 درصد). اغلب مسلمانان در خاورمیانه و شمال آفریقا ساکنند و بیشتر در کشورهایی اند که بیش از 90 درصد مسلمان در آنها زندگی می کنند یعنی نوعی تجمع منطقه ای در مورد آنها وجود دارد. در آسیا تنها 17 در صد در کشورهایی می باشند که جمعیت مسلمان آنها زیر 30 درصد است.

پرجمعیت ترین کشور مسلمان، اندونزی با 230 میلیون نفر جمعیت و سپس پاکستان، هند، بنگلادش، مصر و... می باشند. تفاوتهای فرهنگی، قومی، زبانی و نژادی فراوانی بین آنها دیده می شود. بیشتر جمعیت مسلمان، سنی مذهب و حدود 10 تا 13 درصد شیعه هستند که در کشورهای ایران، عراق، افغانستان و لبنان تمرکز یافته اند. عمده رشد جمعیت مسلمانان در قرن 19 و 20 به ویژه در نیمه دوم قرن بیستم اتفاق افتاده است. با اینهمه، اکنون رشد جمعیت اندکی کاهش یافته و فاصله دو برابر شدن جمعیت مسلمانان رو به افزایش گذاشته است. از جهت باروری، تقریبا تمام کشورهای مسلمان در دهه های 1950 و قبل آن دارای TFR بیش از 5 بودند ولی از دهه 1980 و با شروع برنامه های تنظیم خانواده در سطح جهان، باروری آنها رو به کاهش گذاشت و کشورهایی چون ایران، تونس، امارات و... باروری زیر جانشینی را تجربه کردند. در این میان، ایران شدیدترین کاهش را تجربه کرد که در سطح دنیا منحصر به فرد می باشد. استفاده از وسایل تنظیم خانواده نیز رو به فزونی گذاشت و برای مثال، در حال حاضر، در ایران بیش از 70 درصد زنان در سن باروری، از وسایل تنظیم خانواده استفاده می نمایند.

مرگ و میر نوزادان در دهه های قبل در کشورهای مسلمان در حد بسیار بالایی بود اما در این مورد هم، بسیاری از آنها شاهد کاهش مستمر بودند، هرچند که هنوز برخی از آنها همچون افغانستان و بورکینا فاسو بالاترین آمار را در سطح دنیا در اختیار دارند. شاخص امید زندگی، یک شاخص همبسته با مرگ و میر نوزادان است که با کاهش سطح آن، امید زندگی افزایش می یابد و این موضوع در مورد کشورهاذی مسلمان نیز صدق می کند. مهاجرت در برخی کشورهای مسلمان همچون امارات و کویت تاثیر به سزایی داشته و سهم قابل ملاحظه ای از رشد جمعیت آنان را به خود اختصاص داده است.

ساختار سنی اغلب کشورهای مسلمان در حال حاضر، جوان می باشد ولی با توجه به روندهای پیش بینی شده انتظار می رود که از دهه 2030 به بعد یک رشد سریع در سالخوردگی را تجربه کنند. وضعیت آموزش و سواد در این کشورها در دهه های گذشته بسیار نامناسب بود اما اکنون، شاهد رشد سواد در این کشورها هستیم و برخی از این کشورها دارای جمعیت باسواد بیش از 70 درصد هستند. وضعیت اقتصادی آنها بسیار ناهمگون و متفاوت می باشد. بیش از نیمی از آنها سرانه GNP کمتر از 1000 دلار در سال دارند و جزو کشورهای فقیر جهان محسوب می شوند. شهرنشینی در بیشتر کشورهای مسلمان رشد یافته یا در حال رشد است. قبل از این بخش قابل توجهی از مسلمانان در نواحی روستایی زندگی می کردند. مهمترین تغییرات خانواده در این کشورها شامل؛ افزایش سن ازدواج، کاهش نسبی ازدواجهای خویشاوندی و افزایش اندک در میزانهای طلاق می شود.

نتیجه: جمعیت مسلمانان افزایش خواهد یافت و تقریبا دو برابر می گردد. تفاوتهای بارزی از جهت فرهنگی و اقتصادی بین آنها وجود دارد و سطح توسعه یافتگی آنها به طور اساسی با یکدیگر فرق می کند. تغییراتی در سطح خانواده رخ داده است ولی قابل مقایسه با کشورهای اروپایی و آمریکا نیست. نمی توان الگوی کلی در مورد این کشورها صادر کرد و آن را تعمیم داد. عامل موثر در تبیین تفاوتها، سطح توسعه یافتگی آنان است.

ارسال دیدگاه