امروز سه شنبه 18 مرداد 1401 shadi.cloob24.com
0

مقدمه

دختران و زنان با برعهده داشتن مسوولیت خطیر پرورش نسل آینده در نظام طبیعی و تداوم بخشیدن به این نقش در خانواده و جامعه به گونه ای موثر در روند توسعه اجتماعی نقش داشته اند. جایگاه زنان و دختران در جوامع به عنوان قشر فرهنگ ساز، از جمله موضوعات در خور اعتنایی است که می توان از منظر انسانی به آن توجه کرد و ابعاد آن را با بهره گیری از تلا ش های علمی و پژوهشی مورد کاوش قرار داد.هدف از توسعه آن نیست که اجناس بیشتری اعم از کالا یا خدمات تولید شود، بلکه هدف آن است که قابلیت های افراد به گونه ای رشد یابد تا زندگی انسان سرشار از خلا قیت ها و رضایت باشد. «مایکل تودارو» می گوید: «توسعه عبارت است از ارتقای مستمر یک جامعه یا نظام اجتماعی به سوی یک زندگی بهتر و انسانی تر.» در این نوشتار ما به بحث در مورد نقش آموزش زنان در توسعه اقتصادی در ذیل می پردازیم.

آموزش، زن و توسعه:

تافلر در کتاب ورق های آینده، قدرت صنعت انفورماتیک را عامل پیشرفت و فراوانی اطلا عات می داند که همه چیز را در معرض تغییر قرار می دهد و توانایی های فکری و تخیلی و انواع استعدادها و قریحه ها را به کار می گیرد. او می نویسد: «اقتصاد و توسعه موج سوم به انسان هایی که راه را بکوبند و استعداد ارتباط بین فرهنگی در آنها تقویت شده باشد و به انبوه انسان های دیگرنگر نیاز خواهد داشت.» پس از این استدلا ل، مساله توسعه انسانی و آموزش و پرورش عصر آینده را پیش می کشد و می نویسد: «آن چه به آن نیاز داریم، توزیع مجدد نیروی انسانی در پرتو تربیت و باز تربیت مستمر است، تافلر اهمیت مشارکت بیش تر خانواده را در پرورش خلا قیت ها و ابتکارهای ذهنی گوشزد می کند.

درک گذر از یک موج دیگر کلید فهم بسیاری از تعارض های سیاسی و اجتماعی اطراف ماست یعنی درک عواقب پدیده های حاصل از موج اول (کشاورزی) به موج دوم (صنعتی) و به موج سوم (تمدن فراصنعتی یا ارتباطات و اطلا عات).

گر چه زنان از ادوار گذشته به عنوان فرهنگ سازان جامعه، مطرح بوده اند اما اگر خود را توانمند نسازند، مطمئنا در آینده همین نقش را هم نمی توانند ایفا کنند چرا که در جوامع پیشرفته آینده، فرهنگ سازی بدون مجهز بودن به سلا ح علم و تجربه و رسیدن به خودباوری غیرممکن است و امروزه به اثبات رسیده است که سرمایه گذاری در آموزش و پرورش رسمی و غیررسمی دختران با بازده بسیار بالا ی اقتصادی و اجتماعی ای که در پی دارد از بهترین وسایل دست یابی به توسعه پاینده و رشد اقتصادی پیگیر و پایاست. هم اکنون در سطح جهانی پذیرفته شده است که چنان چه دختران و زنان از دستیابی به فرصت های آموزشی محروم باشند و اگر درباره آنها تبعیض روا داشته بشود بشر نمی تواند به معنای صحیح کلمه با یکدیگر زندگی کند و ناهمسانی جنسی تاثیر منفی بر توسعه می گذارد. بنابراین موضوع برابری میان زن و مرد نیازمند توجه خاص است، چرا که این برابری، نقش اساسی در تحقق آرمان بشری یعنی زیستن با یکدیگر و هماهنگی برای نیل به توسعه عادلا نه و پایدار ایفا می کند.

منافع آموزش زنان

  1. مادری با تحصیلات بیشتر فرزندان کمتر و تحصیل کرده تری خواهد داشت.
  2. او در خانه و محل کار تولید بیشتری خواهد داشت.
  3. خانواده سالم تری را پرورش می دهد زیرا می تواند دستورات بهداشتی و تغذیه ای را بهتر به کار ببندد.
  4. نقش مهمی در سلامتی و تغذیه کودک دارد.
  5. زنان با آموزش بالاتر می توانند از میزان مرگ و میر بکاهند.
  6. آموزش توانایی زنان را برای استیفای حقوق و انجام مسئولیت هایشان بیشتر می کند.
  7. آنان می توانند به سلامت جامعه کمک وافری کنند.(آزاد،1376)

یکی از مسائل مهمی که در بحث توسعه مطرح می باشد، جایگاه و نقش زنان در توسعه است. توسعه به تلاش و کوشش انسان در دگرگونی محیط به منظور رفع نیازهای خود و تأمین امنیت اطلاق می گردد و در ابعاد مختلف قابل بررسی است. توسعه یعنی تعالی انسان­ها و کاهش نابرابری­ها و بدون در نظر گرفتن زنان دست یابی به توسعه ی واقعی میسر نخواهد بود. زنان به عنوان نیمی از جمعیت کشور می­توانند با مشارکت گسترده در بخش های مختلف اقتصادی، چرخ­های اقتصاد کشور را به حرکت در آورده و در توسعه اقتصاد و پیشبرد اهداف جوامع سهم به سزائی داشته باشند.

دادن اختیار به زنان، همزمان با گسترش زمینه­ها و ارتقاء سطح مشارکت آن ها می تواند گامی اساسی در سرعت بخشیدن به آهنگ رشد توسعه در تمامی ابعاد آن باشد.(عبدلی،1383)دستمزد دریافت می کنند. مطالعات جهانی مربوط به نقش زنان در توسعه­ی اقتصادی بیانگر این است که زنان به شکل بی­سابقه­ای به بازارهای کار وارد می­شوند و حتی در برخی موارد تعداد آن ها بیشتر از مردان بوده است، به طوری که طبق بررسی ها نسبت زنان شاغل به مردان در فعالیت های اقتصادی طی بیست سال اخیر دو برابر شده است. یکی از مسائل مهمی که می تواند نقش به سزائی در توسعه ی کشورها داشته باشدآموزش زنان و مشارکت آن ها در بازار کار است.در هر جامعه ای پرورش نسل آینده بر عهده ی زنان می باشد و اگر آنان وارد بازار کار نیز شوند آموزش می تواند آن ها را در پرورش بهتر فرزندان کمک کند. از طریق آموزش در سطوح مختلف و در اختیار قرار دادن امکانات کافی از توانائی های زنان می­توان بیشترین بهره برداری رادر جریان توسعه به عمل آورد و موقعیت زنان را بالا برده و قدرت بیشتری را در جامعه به دست آورند.همچنین از طریق آموزش و کسب علم، حمایت ها و اتکاء به نفس، زنان می­توانند در فرایند توسعه مشارکت فزاینده ای داشته باشند(شیخی،1380).

همچنین مطالعات نشان می­دهد که آموزش زنان می تواند تاثیر مثبتی در مشارکت آن­ها در زندگی اقتصادی، گستردگی امکان اشتغال، افزایش توقعات و انتظارات و تضعیف نفوذ سنت­های فرهنگی و غیره داشته باشد و هر اندازه امکانات و تسهیلات آموزشی و تربیت حرفه­ای برای زنان بیشتر فراهم گردد موانع و مشکلات برای به دست آوردن مشاغل سطح بالاتر با حقوق و مزایای بهتر کاهش می­یابد. علاوه بر این ایجاد زمینه­های مشارکت در خارج از منزل و اشتغال زنان می­تواند منجر به کاهش باروری گردد و گسترش زمینه های اشتغال و آموزش زنان زمینه استفاده از سایر روش­های کنترل جمعیت و موفقیت آن ها را به همراه دارد.(ایروانی،1384)

افزایش مشارکت زنان در توسعه، شاید پیش از آنکه موضوعی اجتماعی باشد، بحثی اقتصادی است و افزایش زنان تحصیل کرده می‌تواند شاخصی برای پیشرفت محسوب شده و فرصتی برای سرعت بخشیدن به روند توسعه و نیز رویارویی با چالش‌ها و پیامدهای تغییر و تحول ناشی از رشد و توسعه فراهم آورد. بررسی تأثیرات آموزش در سطوح مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی زنان نشان از بهبود موقعیت زنان در زندگی فردی و اجتماعی داد. این امر آن‌ها را در مراحل بعدی در ایفای نقش‌های متعدد و متنوع اجتماعی، چه در جایگاه مادر در امر تربیت فرزند چه در جایگاه نیروی انسانی ماهر و متخصص در عرصه کار و مدیریت و به طور کلی به عنوان یک شهروند مسئول و آگاه و زیر مجموعه ای از سرمایه‌های انسانی، تواناتر می‌کند، که نبود آن دور باطلی را ایجاد می‌کند که محرومیت‌های زنانه و فقر زنانه و به دنبال آن کندی بسیار در روند توسعه در اجتماع بروز می‌کند. دقیق تر آن است که به این محرومیت‌ها هم به عنوان علت و هم به عنوان معلول در این سیکل باطل نگاه کنیم: در جامعه ای با میزان آگاهی، دانش اجتماعی و درآمد ناچیز، والدین در سرمایه گذاری برای دخترانشان کوتاهی می‌کنند زیرا از آنان انتظار ندارند که در امور اقتصادی خانواده مشارکت داشته باشند. دختران بدون تحصیلات و با آگاهی ناچیز، تبدیل به مادران تحصیل نکرده ای می‌شوند که دارای مهارتهای ارزشمندی در خارج از منزل نیستند، قدرت اثر گذاری بر تصمیم گیری‌های خانواده را ندارند، دخترانشان نیز مانند خودشان از آموزش محروم می‌مانند و دور باطل ادامه می‌یابد.

نتیجه گیری

در عصر ما توسعه هدفی والاست که در ایران و دیگر کشورها مورد توجه سیاستمداران مجریان امور بوده و کوششهای بسیاری در زمینه تحقق آن صورت پذیرفته است اما در این میان توجه چندانی به بحث جدی زنان، به عنوان یکی از ارکان مهم توسعه نشده است. برای رفع این خلا باید تلاشهای گسترده ای برای مشارکت زنان درتوسعه صورت پذیرد و استراتژی های جهانی به بوته آزمون نهاده شده و مناسب ترین آنان به کار گرفته شوند.

دستیابی به هدفهای جنسیت و توسعه به هیچ روی کار آسانی نیست و حمایت همه افراد در سطوح مختلف دستگاههای دولتی و مجریان را می طلبد. این امر مستلزم کوششی است آگاهانه تا به مدد آن بتوان علائق و شور زنان و مردان را در جهت ترقی اجتماعی و اقتصادی به حرکت درآورد و از آن بهره جست.

منابع:

م. کینگ، الیزابت (1376). نقش آموزش زنان در توسعه اقتصادی ، ترجمه دکتر غلامرضا آزاد،تهران: روشنگران و مطالعات زنان.

عبدلی، محمدعلی، (1383). سیستم مدیریت مواد زائد جامعه شهری و روش های کنترل آن تنوع خلاق ما، گزارش کمیسیون جهانی فرهنگ و توسعه

شیخی، محمد تقی، (1381)،جامعه شناسی زنان و خانواده، چاپ اول.

ایروانی، محمد رضا.(1384)."زنان، نظام آموزش عالی کشور و اشتغال"، فصلنامه تخصصی علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خلخال، پیش شماره چهارم،ص143.

ارسال دیدگاه